خرید بک لینک

به چه چيزهايي بايد ايمان داشت؟
در آغاز، اشاره اي به متعلّقات ايمان كرديم، ولي گذرا بود. اينك كمي با تأمّل بيشتر به اين مسأله مي نگريم، آن هم براساس آيات قرآن. قرآن، هم صفات مؤمنان را بيان مي كند، هم تكليف و وظيفه صاحبان ايمان را، هم نشانه هاي زندگي همراه با ايمان را، هم اين را كه به چه چيز بايد «ايمان» داشت.
همه شما مي دانيد كه گام نخستِ مسلمان بودن، ايمان به خداوند است، به عنوان آفريدگار و مدبّر جهان و روزي دهنده موجودات و هدايتگر همه هستي و انسان ها. ولي علاوه برايمان به خدا، به امور ديگري هم بايد عقيده داشت، از قبيل:
«ايمان به آخرت» (حيات جاويدان پس از مرگ، در سايه عمل دنيوي)؛
«ايمان به ملائكه» (موجوداتي كه در همه هستي پخشند و مطيع و مجري فرمان پروردگارند)؛
«ايمان به كتب آسماني» (مجموعه پيام هاي خدا براي سعادت بشر كه توسّط وحي برپيامبران نازل مي شود)؛
«ايمان به پيامبران» (افراد برگزيده از سوي خدا و فرستاده شده به سوي مردم)؛
«پيامبر اسلام» (به عنوان آخرين سفير الهي و برترين پيامبران)؛
«قرآن» (آخرين و كامل ترين كتاب آسماني)؛
«آيات خدا» (چه سخنان خدا در قرآن كريم، چه نشانه هاي وجود خدا در جهان).
گاهي در بيان ايمان، به مهم ترين ركن مسلماني اشاره مي شود، يعني ايمان به «مبدأ» و «معاد».
نكات ياد شده، در برخي از آيات قرآن آمده است، از جمله در اين آيه: «كُل آمَنَ باللّهِ ومَلائكتِهِ وَكُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ»1. در آيه ديگري، كساني را كه به خدا، فرشتگان، كتب آسماني، فرستادگان الهي و روز قيامت كفر مي ورزند، گمراه شمرده است: «وَمَنْ يكفُرْ بِاللّهِ ومَلائكتهِ وَكُتُبهِ وَرُسُلِهِ وَالْيوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً»2.
راستي، مؤمن كيست؟
به فرموده قرآن، مؤمنان خدا را باور دارند، مطيع فرمان اويند، از قيامت بيمناكند، توكّلشان برخداست،از گناهان پرهيز مي كنند، پيوسته در پي انجام اعمال صالحند، اهل تقوا و ايثارند، در راه خدا انفاق خالصانه مي كنند، نام خدا دلهايشان را آرام مي كند، با نماز و عبادت به خدا نزديك مي شوند، به مژده ها و وعده هاي الهي اميدوارند، در راه خدا با دشمنان مي جنگند، كفّار ر به سرپرستي خود نمي گيرند، امر به معروف و نهي از منكر مي كنند، جانشان را در راه دين فدا مي كنند، دوستدار خدا و رسولند، اگر خطا و گناه كنند توبه و استغفار مي كنند، راستگو و درست كردارند، به پدر و مادر خويش نيكي مي كنند، در قيامت شادمانند، به عهدي كه با خدا بسته اند وفادارند و… خيلي صفات و ويژگي هاي ديگر، كه در اين مختصر نمي گنجد.
ايمان، مؤمن، مؤمنون، آمَنوا، يؤمنون، از واژه هايي هستند كه فراوان در قرآن كريم به كار رفته اند.
شما خودتان مي توانيد به كمك كشف الآيات يا فهرست هاي موضوعي قرآن، آيات مربوط به ايمان را مطالعه كنيد. يك دنيا مطلب خوب و خواندني در «كتاب خدا»ست، كتابي كه بهترين كتاب هاست.
قرآن را فراموش نكنيم و با آن بيشتر مأنوس باشيم.
جواد محدثي
پانوشتها:
1 بقره (2)، آيه 285.
2 نساء (4)، آيه 136
آثار و علايم ايمان در روايات ما بيشترين حجم به آثار و علايم ايمان اختصاص يافته است. بي‏شك ايمان، از خود ثمراتي برجاي مي‏نهد؛ حاصل ايمان، گاهي امور دروني است و گاهي بيروني؛ هر دو قسم، گاهي در دنيا به ظهور مي‏رسد و گاهي صحنه افشاي آن آخرت است. از سوي ديگر، آثار يك شي‏ء گاه آن شي‏ء، را از مشابهاتش ممتاز و متمايز مي‏سازد و گاه ما را با ماهيت آن آشنا ساخته، بر آن دلالت واضحي مي‏كند؛ «الآثار تدل علي المؤثر»؛ بنابراين، درنگ و تأمل در اين زمينه، شايسته و سزاوار است؛ ضمن آنكه مي‏توانيم تصوير ذهني خود را از ايمان ديني در فرهنگ قرآني اصلاح كنيم، و اگر كاستي و نقصي در برداشت ما از ايمان وجود دارد، تصحيح كنيم. دسته‏اي از روايات، تحت عنوان «حقيقة الايمان» قرار دارد كه در واقع به بيان آثار و علايم ايمان اشاره دارد: «روي عن علي(ع): ان من حقيقه الايمان ان تؤثر الحق و ان ضرّك علي الباطل و ان نفعك؛ از حضرت علي(ع) نقل شده است كه فرمود: حقيقت ايمان آن است كه حق را بر باطل ترجيح دهي، هرچند مضر باشد و باطل را ترجيح ندهي، هرچند براي تو نفعي داشته باشد».(بحار، ج 7، ص 107) براساس اين حديث شريف، همه زمينه‏ها و ابعاد مختلف زندگي، ملاحظه حق و حقيقت است. اين امر در عين سختي، از علايم و آثار ايمان شمرده شده است. براي هر فرد انساني در روزها، هفته‏ها، ماه‏ها، سال‏ها و طول عمرش، صدها و هزاران مسئله اتفاق مي‏افتد كه بايد تصميم بگيرد و خود انتخاب كند؛ ملاك انتخاب و گزينش چيست؟ اين حديث بسيار ارزشمند، ملاك اراده و تصميم را حق و رجحان حقيقت بر باطل شمرده است. در حديث ديگري، با بسط بيشتر، به آثار و علايم ايمان اشاره شده است: «عن النبي(ص): ثلاث من حقائق الايمان.. الانفاق من الاقتار و انصاف الناس من نفسك و بذل العلم للمتعلم؛ پيامبر (ص) فرمود: سه چيز حقيقت ايمان است...؛ انفاق به هنگام تنگدستي، برابر داشتن خود با مردم، و انتشار علم».(كنز العمال، ج 1، ص 40) كسي كه به خدا و روز قيامت مؤمن است، هر هستي و نعمتي را عطيه الهي مي‏داند؛ از اين رو، همه آن را براي خود نمي‏خواهد و اضافه بر نياز خود و زندگي خانوادگي‏اش را در راه‏هاي خداپسندانه هزينه مي‏كند. او همچنين همواره به خود گمان بد دارد و در هيچ موردي تمام حق را به خود نمي‏دهد و ديگران را هم صاحب حق مي‏داند. اين نگاه انصاف در عمل را به او هديه مي‏كند. فرد مؤمن نيز علمي را كه هديه الهي است، نشر داده، در اختيار ديگران و علاقه‏مندان قرار مي‏دهد. «قال الصادق(ع): لقي رسول الله(ص) يوما حارثه... فقال له: كيف اصبحت يا حارثه؟؛ امام صادق(ع) فرمود: روزي رسول خدا(ص) حارثه را ملاقات فرمود. از او سؤال كرد: چگونه هستي؟»، «قال يا رسول الله(ص): مؤمنا حقا، قال: ان لكل ايمان حقيقه فما حقيقه ايمانك؟؛ پاسخ داد: مؤمن حقيقي هستم. پيامبر فرمود: هر ايماني حقيقتي دارد، حقيقت ايمان تو چيست؟»، «قال: عزفت نفسي عن الدنيا و اسحرت ليلي و افلمئت نهاري؛ گفت: نفسم از دنيا بيزار است و شب‏ها بيدار و روزها تشنه‏ام ».(معاني الاخبار، ص 180) به طور كلي آثار و حقايق ايمان دو دسته‏اند: برخي بيروني‏اند؛ نظير انفاق يا نشر علم، و برخي در درون انسان تحقق مي‏يابند. آثار دسته دوم، گرچه خود علايمي در بيرون دارند، حقيقتشان در درون انسان متجلي مي‏شود. در اين حديث شريف به يكي از بلندترين حقايق و علايم ايمان، يعني زهد اشاره شده است. زهد و بي‏رغبتي به دنيا خواب را از چشم انسان مي‏ربايد و روزها و شب‏هاي او را سرشار از نسيم روح‏افزاي ياد حق مي‏كند. «قال علي(ع): لايصدق ايمان عبد حتي يكون بما في يدالله اوثق منه بما في يده؛ حضرت علي(ع) فرمود: بنده در ايمان صادق نيست؛ مگر آنكه به آنچه نزد خداست، بيشتر اطمينان داشته باشد تا آنچه نزد خود او است».(بحار، ج 103، ص 37) اميرمؤمنان(ع) در اين سخن بلند، به توكل كه از علايم و اقران ايمان است، اشاره فرمود. براي هر انسان در طول زندگي، بارها و بارها اتفاق مي‏افتد كه اموري به صورت كامل در اختيار او است؛ از اين رو، به اين امور اعتماد و اطمينان كامل كرده است، ولي به ناگاه كلاً نابود شده يا از اختيار انسان كامل خارج شده است. اين گونه حوادث عبرت‏آموز براي ما پيامي دارند و آن اينكه زمام امور دنيا به دست خداست و چون او اراده كرده است، در اختيار بندگان قرار گرفته است؛ لذا بايد اصالتا به او دل بست و بر او توكل كرد و اين از خصايص مهم ايمان ديني است.

اگر تيغ عالم بجنبد ز جاي نبرّد رگي تا نخواهد خداي

عن علي(ع): «لايذوق المرء من حقيقة الايمان حتي يكون فيه ثلاث خصال: الفقه في الدين و الصبر علي المصائب و حسن التقدير في المعاش؛ حضرت علي(ع) فرمود: انسان حقيقت ايمان را نمي‏چشد، مگر آنكه سه ويژگي در او باشد: تفقه در دين، صبر بر مصايب، و تقدير و تدبير نيكو در امر معاش».(بحار، ج 71، ص 85) ايمان سه ويژگي را به همراه خود مي‏آورد: اول تيزبيني در امور ديني؛ به عبارت ديگر، شخص مؤمن، هم دين و مسائل ديني ـ اعم از اعتقادي و امور عملي ـ را خوب مي‏شناسد، و هم در تشخيص مسائلي كه در حيات فردي يا جمعي او رخ مي‏دهد و تطبيق آنها بر امور ديني، بينا و بصير است. دوم، بر مشكلات و مصائب صبور است؛ يعني ناگواري‏ها و دشواري‏هاي زندگي را هدفدار مي‏بيند. مشكلات يا براي تكامل انسان است و يا كاهش بار گناه را به دنبال دارد. سوم، مؤمن عاقل است و در معاش خود حساب و كتاب دارد و براي امور زندگي با برنامه است؛ نه اينكه به روزمرّگي و آنچه پيش آيد خوش آيد، مبتلا باشد. براساس اين حديث، نه تنها مؤمن داراي تقدير و برنامه است، بلكه داراي حسن تقدير و تدبير است. نكته جالب توجه در اين حديث تعبير، «ذوق ايمان» است كه به اين نكته اشاره دارد كه ايمان چشيدني و يافتني است و چنان طعم لذت‏بخشي دارد كه هر كه آن را بچشد، سراپا از شهد شيرين ايمان و حلاوت طعم آن سرمست و هوشيار مي‏شود. «عن النبي(ص): من كان اكثر همّه نيل الشهوات نزع من قلبه حلاوة الايمان؛ پيامبر(ص) فرمود: كسي كه بيشترين همت او نيل به شهوات باشد، خداوند لذت و شيريني ايمان را از قلب او مي‏برد».(تنبيه الخواطر، ص 357) هرچند انسان مجاز به سركوب شهوات خود به طور كامل نيست، ولي نيل به شهوات نبايد تمام همّ انسان باشد و همه وجود او را فرا بگيرد؛ در اين صورت ايمان از قلب او بيرون رفته است. مؤمن به آن دسته از غرايز تن مي‏دهد كه ناخشنودي خدا را در پي نداشته باشد؛ بنابراين، همّ او رضايت حق است. او از مشتهباتي كه با خواست الهي ناسازگار است، چشم مي‏پوشد و صبر پيشه مي‏كند. «قال الصادق(ع): ستةٌ لاتكون في مؤمن: العسر و النكد و الحسد و اللجاجه و الكذب و البغي؛ امام صادق (ع) فرمود: شش امر در مؤمن نيست: تنگدستي و تيره‏روزي و حسادت و لجاجت و دروغ و طغيان».(بحار، ج 78، ص 262) مؤمن مشربي نرم و برخوردي ملايم دارد؛ «عن النبي(ص): المؤمنون هينون لينون؛ پيامبر(ص) فرمود: مؤمنان آسان گير و نرم‏خو هستند».(بحار، ج 78، ص 334) ديگر آنكه مؤمن از حسادت و لجاجت و دروغگويي برّي است. او همچنين به هيجان‏هاي كاذب مبتلا نمي‏شود؛ يعني در زندگي خود، همواره به اصل اعتدال پايبند است. احاديث در اين زمينه بسيار فراوان، و فوق العاده جالب و روح بخش است. در پايان، كلام را به بيان نوراني اميرمؤمنان(ع) متبرك مي‏كنيم: «المؤمن بشره في وجهه و حزنه في قلبه اوسع شي، صدرا و اذل شي‏ء نفسا يكره الرفعه و يشنأ السمعه طويل غمّه بعيد همته كثير صمته مشغول وقته شكور صبور مغمور بفكرته ضنين بخلّته سهل الخليقه لين العريكه نفسه اصلب من العتلد و هو اذل من العبد»؛(بحار، ج 69، ص 417 و نهج‏البلاغه حكمت 333)

برچسب: ايمان در زندگي, آثار ايمان, نویسنده: فاطمه نوری تاريخ: شنبه 17 آبان 1393 ساعت: 11:11

صفحه بندی